• امروز : یکشنبه - ۱۳ آذر - ۱۴۰۱
  • برابر با : 11 - جماد أول - 1444
  • برابر با : Sunday - 4 December - 2022
2

چرا فرزندان بیشتر نمی شوند؟!

  • کد خبر : 740
  • 12 اردیبهشت 1400 - 14:45
چرا فرزندان بیشتر نمی شوند؟!

با آن که همه اذعان دارند جامعه ایران به سوی “پیرسنی” می رود، اما نه تنها زوج های جوان بلکه زوج هایی که ده پانزده سال ازازدواج آن ها می گذرد همچنان از فرزند آوری امتناع می کنند و یا حداکثر با یکی دو فرزند به این بازی پردردسر (به قول آنان) خاتمه می دهند. […]

با آن که همه اذعان دارند جامعه ایران به سوی “پیرسنی” می رود، اما نه تنها زوج های جوان بلکه زوج هایی که ده پانزده سال ازازدواج آن ها می گذرد همچنان از فرزند آوری امتناع می کنند و یا حداکثر با یکی دو فرزند به این بازی پردردسر (به قول آنان) خاتمه می دهند.
جامعه ایرانی به صورت غیرارادی عادت کرده و تمایل دارد که دراغلب زمینه ها رکورد دارباشد. سه دهه قبل ایران با نرخ رشد ۷/۳ درصد دارای بالاترین رکورد نرخ زاد و ولد در دنیا بود. اکنون نیز ایران به گفته کارشناسان جمعیت و آمار با نرخ کمتر از۱ درصد رکورددار پائین ترین نرخ کاهش جمعیت در جهان است.
درباره خطری که ازاین بابت جامعه آینده ایران را تهدید می کند نیز سخن زیاد گفته شده است. سیاست های تشویق فرزند آوری حاکمیت نیز کم و بیش دنبال می شود. مبلغان سنتی طرفدار افزایش جمعیت نیز مرتب از تریبون های اختصاصی به تبلیغ و ترویج فرهنگ ازدیاد فرزند مشغولند.
دراین نوشتارجای کالبد شکافی علل “رکورد”داری جامعه ایرانی در زمینه های گوناگون نیست. اما جای این سئوال مهم واساسی هست که با وجود این همه تشویقات و تبلیغات، چرا هیچکس به توصیه ها و شعارهای “فرزند بیشتر” گوش نمی دهد وعمل نمی کند؟ بلکه برعکس سال به سال سن ازدواج بالاتر می رود و آمار ثبت ازدواج ها کاهش می یابد و به تبع فرزند آوری نیزسیر نزولی پیدا کرده است.
حقیقت آن است که تبلیغات و تشویقات درباره مسئله ای هنگامی می توانند مؤثر باشند که با حداقلی از واقعیات آمیخته باشد. وقتی شرایط زیست برای دو شهروند جوان درآستانه ازدواج تا روز فرزند آوری و فرستادن وی به مدرسه و… اصلاً مهیا نیست چگونه ازآنان می توان انتظار داشت خود را به عذابی الیم و گرفتاری پایان ناپذیر مبتلا کنند؟ همه می دانند و می دانیم که فرزند داشتن و بزرگ کردن آن ها دهها پیش شرط و پیش زمینه معیشتی وغیر معیشتی لازم دارد؛ داشتن کار مناسب و ثابت و امنیت شغلی، توانایی پرداخت راحت (نه با پرداخت۷۰ درصد درآمد) اجاره منزل ( خرید مسکن که برای آنان رویا می باشد)، توانایی تامین نیازهای جانبی همسر و فرزند نظیر تفریحات، میهمانی، مسافرت و… توانایی تامین مواد غذایی، بهداشتی، آموزشی، میوه جات و… از جمله اقلام و ملزومات به شدت هزینه بری می باشند که صرفاً برپایه اقصاد و فرهنگ بنا شده اند.
امروزه دیگر نمی توانیم جوانان را به سبک زندگی نسل های گذشته و خودمان دعوت کنیم تا به شیوه خانه های “ننه قمری” و یا با سختی و فشارهای آنچنانی اولیه زندگی که همه با آن ها آشنا هستیم زندگی کنند. نه امکان چنان شیوه های زیستی وجود دارد و نه آن ها زیر بار چنان سختی هایی می روند.
امروزه به حق، رفاه و تفریح و ترقی و نحوه گذران اوقات فراقت و آینده نگری از ارکان مهم زندگی نسل حاضر شده است. ارکانی که تا حد بسیار زیادی درسبد زندگی نسل های گذشته مغفول بود. دختری از نسل های گذشته را درنظر بگیرید که اگر درهیجده سالگی عروس می شد و در ۴۵سالگی نابارور می شد، طی ۲۷ سال زندگی حداقل ۱۵ زایمان داشت! یعنی بهترین سال های زندگیش را دائم درحاملگی، شیردادن، کهنه شویی، مریضداری و تربیت بچه ها می گذراند و در۵۰ سالگی فرسوده می شد.
ازکدام تفریح و گردش و مسافرت و اوقات فراغت و… لذت برده بود؟ تقریبا” هیچ. استثناها را رها کنید، قاعده زندگی ها این بوده است. پدر نیز بهترین لقبش” مورچه بارکش”بود!! بنابراین اگر روزی هزار بار بگویند و تبلیغ کنند و تشویق کنند و هزار دلیل و توجیه سیاسی و اقتصادی و اعتقادی و اجتماعی و ملی هم برای فرزند آوری و یا افزایش میزان زادوولد بیاورند فایده ای ندارد.
واقعیات را باید تغییر دهند. تا شرایط یک زیست قابل قبول و تحمل فراهم نشود سیاست های تشویقی ازدیاد فرزند راه به جایی نخواهد برد و با شکست مواجه خواهدشد، همچنانکه شده است. وقتی مردم و جوانان می بینند ۸۰ میلیون سکنه فعلی این سرزمین برای داشتن یک زندگی معمولی چه مصیبت هایی را باید تحمل کنند و متولیان کشور زیر بار تامین کار و مسکن و بهداشت و آب و مرغ و روغن و… همین ۸۰ میلیون درمانده اند چگونه به ازدواج، فرزندآوری و یا افزایش فرزند باور داشته باشند وعمل کنند؟
این که دائم گفته می شود کشور ما برای ۱۲۰ میلیون نفر ظرفیت دارد یک سخن عوام پسند است. وقتی از واعظان این ناکجا آباد سئوال می شود که؛ ما زیر بار زندگی بی دغدغه همین ۸۰ میلیون مانده ایم چگونه می توانیم ۱۲۰ میلیون نفر را تامین کنیم؟ پاسخ می دهند؛ باید مدیریت شود!!!!
آری می توان تا ۲۰۰ میلیون نفر را هم دراین سرزمین جای داد با این شرط که بیش از ۱۲۰ میلیون نفر آنان زیر خط فقر آفریقا یا هند باشند. مگر مدیریت ها تاکنون بد بوده است؟ طی این ۴۰ سال بهترین نیروها و مخلص ترین و مؤمن ترین و متعهد ترین فرزندان این سرزمین را در رأس امور قرارداده ایم. ناب ترین عصاره نسل ها را دراین عصر ۴۰ ساله به کارگرفته ایم. پس اول مدیران زحمت بکشند زیرساخت ها را درست کنند، بعداً جوانان خود به خود جمعیت را افزایش خواهند داد.

لینک کوتاه : http://zamenkhorasan.ir/?p=740
  • نویسنده : استاد: حسین تبریزنیا
  • ارسال توسط :
  • منبع : هفته نامه ضامن خراسان/ شماره 18/ ستون صد راه باریک
  • 171 بازدید
  • بدون دیدگاه

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.